قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب


دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠

نوروز در آئینه روایات

کلمات کلیدی :

درباره نوروز ائمه معصوم (س) روایات زیادی در کتابهای حدیث ذکر کرده اند که معروفترین آنها روایت "معلی بن خنیس" است که از نظر صحت سند و سلامت راوی مورد تایید محدثین است.

"معلی بن خنیس" می گوید: "بر امام صادق (ع) وارد شدم فرمود: این روز را می شناسی؟ عرض کردم: قربانت کردم این روزی است که عجم آن را بزرگ می شمردند و به یکدیگر هدیه می دهند. حضرت فرمود: قسم به بیت عتیق که در مکه است این نیست مگر به جهت امری قدیم که برای تو تفسیر می کنم....

نوروز روزی است که خداوند از انسانها پیمان گرفت که بندگی و عبودیت او را گردن گذارند و به پیامبرانش ایمان آورند و دستورهای آنان را بپذیرند. آن نخستین روزی است که خورشید بتابید و بادهای باردهنده وزیدن گرفت و گل و گیاهان روی زمین روئیدن گرفتند.

آن روزی است که فرشته وحی بر پیامبراسلام (ص) نازل شد. آن روزی است که ابراهیم خلیل بتها را درهم شکست و تخت فرعون زمان خود را لرزانید. روزی است که امام علی (ع) بتهای روی خانه کعبه را به زیر افکند و نابود کرد. آن روزی است که کشتی نوح پس از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت. آن روزی است که قائم ما در ان روز ظهور خواهد کرد و هیچ روزی نوروز نیست مگر آن، در آن روز توقع فرج داریم، به آن جهت که نوروز از روزهای ما و شیعه ماست. عجم آن را حفظ کرد و شما اعراب آن را تضییع کردید."

معلی بن خنیس در جای دیگر درباره نوروز از امام صادق (ع) چنین نقل می کند: "همانا نوروز روزی است که پیامبر (ص) عهد و پیمانها را برای امیرالمومنین (ع) گرفت و آن روزی است که حضرت بر اهل نهروان پیروز شد."

عبدالصمد بن علی در روایتی از جد خود ابن عباس نقل می کند که: "در نوروز جامی سیمین برای پیامبر (ص) هدیه آوردند و آن حضرت پرسید این چیست؟ گفتند امروز روز نوروز است پرسید که نوروز چیست؟ گفتند: عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: آری در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کردند و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند، سپس آنها را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که بر آنها ببارد. از این روست که پاشیدن آب در آن روز رسم شده است. سپس از آن حلوا تناول کرد و آنچه در جام بود بین اصحاب خود قسمت کرد و فرمود: کاش هر روزی برای ما نوروز بود."



جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠

بوی بهار

کلمات کلیدی :

دم همه اونایی که تو خونه تکونی دلهاشون

 

ما رو دور نریختن گرم،

 

ما هم سعی می کنیم زیاد جا نگیریم

 



جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠

چرا نوروز در اولین روز بهار است؟

کلمات کلیدی :

در پاسخ به این پرسش مرحوم استاد محیط طباطبایی گفته است: "باید دانست طول مدتی که آفتاب یک دوره کامل حرکت انتقالی خود را به دور زمین انجام می دهد 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 51 ثانیه است و این کسر به مرور زمان قدیم به این طرف مقدار آن در محاسبه تغییر پیدا کرده و هر چه جلوتر آمده دقیقتر شده است."

در زمانهای قدیم مثلا در دوره ساسانی یا اشکانی این کسر را 6 ساعت تمام حساب می آوردند. بنابراین در هر چهار سال متوالی جمع این کسرهای سالانه به یک روز می رسید برای اینکه آغاز سال از آن موقع طبیعی یعنی اول تابستان که منسوب به زرتشت بود تجاوز نکند، به جای آنکه هر چهار سال یک روز به سال چهارم ، مثل این ایام بیفزایند و آن را کبیسه کنند، هر 120 سال از جمع این ربعها یک ماه درست می کردند و به سال می افزودند و آن ماه را ماه کبیسه می گفتند.

بنابراین در هر 120 سال محل نوروز از اول تابستان تا اول برج جوزا تغییر مکان پیدا می کرد و در سال صد و بیستم دوباره برمی گشت به جای خودش.

بعد از سلطنت یزدگرد و انقراض سلسله ساسانی دیگر کسی این حساب کبیسه را نگاه نداشت در نتیجه نوروز هر 120 سال یک ماه جلو افتاد. تا اوایل سلطنت محمود غزنوی اول فروردین با اول برج حمل منطبق شد و نوروز از جای قدیم خود که اول تابستان بود به اول حمل که آغاز فصل بهار است منتقل شد.

این ترتیب جدید سبب ابداع وضع تازه ای در تاریخ وقت شمار می شد. اول سال را از آغاز بهار یا اعتدال ربیع به حساب آوردند و پنج روز به پنجه دزدیده را بر آخر اسفند افزودند. باید به یاد داشت که راه محاسبه سال و ماه پارسی مانند مصری بر حساب ماهی 30 روز در 12 ماه و 5 روز اضافه در آخر ماه دوازدهم بود.

مطلب بعدی: نوروز در فرهنگ اسلام و در آئینه روایات



سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠

چهارشنبه سوری

کلمات کلیدی :

روزهای آخر سال را سپری می کنیم، التهاب شب های پر خطر آخر سال و ...

و اما تاریخچه ای از جشن چهارشنبه آخر سال: در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است.

نخستین و کهن‌ترین کتابی که در آن به چنین آتش‌افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَـرشَـخی (۳۵۸- ۲۸۶ ق) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می‌شود، واقعه‌ای به شرح زیر از میانه سده چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است:

” . . . و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شبِ سوری» چنانکه «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره‌ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.”

نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ (مزارات) بخارا، ترجمه ابونصر قبادی، به کوشش تقی مدرس رضوی، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۱، ص ۳۷٫ تأکیدها از این نگارنده است.

در این روایت هر چند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه‌سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.

دومین متن کهن که اشاره‌ای هر چند غیر مستقیم به جشن چارشنبه‌سوری دارد، شاهنامه فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پَـرموده» پسر ساوه‌شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده رزم بودند، ستاره‌بینی بهرام را پند می‌دهد که:

ستاره‌شمر گفت بهرام را
که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت
همه کار ناسودمند آیدت
یکی باغ بُـد در میان سپاه
از این روی و زان روی بُـد رزم‌گاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد
بدان باغ که امروز باشیم شاد
ببردند پر مایه گستردنی
می و رود و رامشگر و خوردنی
. . .
ز جیحون همی آتش افروختند
زمین و هوا را همی سوختند

شاهنامه فردوسی، تصحیح رستم علی‌یف، انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم اتحاد شوروی، جلد هشتم، مسکو، ۱۹۷۰، ص ۳۷۷ تا ۳۷۹؛ بیت آخر به نقل از نسخه دستنویس موزه بریتانیا.

در باره این سروده‌های شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است. نخست اینکه بر مبنای واژه‌نامه فریتس وُلف، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چهارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهن‌ترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هر چند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به صدها سال پیش از آن باز می‌گردد.

دوم اینکه آوردن نام چهارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان داشته است. و سوم اینکه برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن می‌پنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمی‌پنداشتند و بخصوص چارشنبه را گاهِ کام و جشن دانسته‌اند.

 

با این حال مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است. واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد. برخی از کارهایی که در این روز انجام می شود نظیر:آجیل مشکل گشای، پختن حلوا، قاشق زنی، شال انداختن و … است. ولی کدام یک از ما این کارها را در چهارشنبه سوری انجام می دهیم؟ کدام یک از ما ها از روی آتش می پریم و جمله: زردی من از تو،سرخی تو از من را می گوییم و در این جشن دعای سال خوبی را می کنیم؟ 



پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠

زیباترین جدایی

کلمات کلیدی :

یاد اهل سینما رفتن نیستم آخرین دفعه ای هم که سینما رفته بودم به پیشنهاد یکی از دوستان برای دیدن فیلمی بود که عنوان کمدی را یدک می کشید فیلمی که جز لودگی و مسخره بازی چیزی برای عرضه نداشت. قبل از آن و در اوایل سال 83 برای دیدن فیلمی کمدی به کارگردانی "کمال تبریزی" و با بازی خوب "پرویز پرستویی" که در سینماهای کشور اکران شده بود به سینما رفته بودم. این فیلم که به معنای واقعی کمدی بود، متاسفانه به دلیل حساسیتهای کاذبی که در جامعه برانگیخته شده بود پس از حدود یک ماه از پرده سینماهای کشور برداشته شد ولی در همین یک ماه نیز فروش خوبی کرد. اما فیلمی که آخرین دفعه من را به سینما کشاند (اوایل سال 86)، به ظاهر کمدی بود ولی در اصل چیزی جز لودگی و ... نداشت و به نظر من توهینی آشکار بود به شعور مخاطب. البته از کارگردان این فیلم نیز انتظاری جز این نمی رفت ولی متاسفانه  اکران طولانی این فیلم در بیشتر سینماهای کشور و کسب عنوان پرفروشترین فیلم! باعث توهم کارگردان شد و باعث شد که دو سری دیگر از این فیلم را بسازد. سری دوم که بدتر از سری اول بود و سری سوم را خوشبختانه تا به حال مشاهده نکردم. اکران سری سوم از سه گانه این آقای به ظاهر کارگردان همزمان شده بود با اکران پرافتخارترین فیلم تاریخ سینمای ایران. آخرین ساخته "اصغر فرهادی" که جشنواره بین المللی فیلم فجر در سال 89 آغار موفقیتهای بی شمار این فیلم بود، فیلمی کمدی نبود ولی بعضی از واقعیات را به تصویر می کشید و در واقع به معنای واقعی فیلم  بود. سایتها و خبرگزاریهای مختلف در زمان اکران فروش این دو فیلم را با هم مقایسه می کردند با این تفاوت که تعداد سینماهای نمایش دهنده فیلم "جدایی نادر از سیمین" بسیار کمتر از فیلم دیگر بود.

"جدایی نادر از سیمین" که بعضا انتقادهایی را به همراه داشته است واقعیات جامعه ایران را به تصویر کشیده است طبع سینما باید چنین باشد حتی بعضی از فیلمهای آمریکایی نیز نگاهی نقادانه به وضعیت درون جامعه آمریکا دارد و این به معنی سیاه نمایی از وضعیت یک کشور نیست. البته با احترام به منتقدان "جدایی نادر از سیمین"، باید گفت که این انتقادها بعضا جنبه غیرکارشناسی شده دارد به طوریکه یکی از منتقدان پس از کسب جایزه اسکار توسط این فیلم، ضمن انتقاد از آن، جایزه اسکار را جایزه ای بی اهمیت تلقی کرد و حتی گفت که ما در سالهای قبل هم دیده ایم که جایزه صلح اسکار !!!! به دشمنان ملت ایران تعلق گرفته است در حالی که این آقا که لقب کارگردان را یدک می کشد هنوز نمی داند که جایزه اسکار یک جایزه سینمایی است و اصلا چیز تحت عنوان جایزه صلح اسکار نداریم و آن احتمالا جایزه صلح نوبل است.

به هرحال "اصغر فرهادی" که کار خود را با فیلمنامه نویسی "روزگار جوانی" و کارگردانی داستان شهر 1 و 2 برای شبکه تهران آغاز کرده و  فیلمهای تحسین شده ای همچون "درباره الی" و "چهارشنبه سوری" را نیز کارگردانی کرده بود، با فیلم "جدایی نادر از سیمین" افتخارات سینمای ایران را با کسب جایزه اسکار کامل کرد.

پ. ن: در فیلم "جدایی نادر از سیمین" دو نکته به نظر من آمد:

اول - با وجود اینکه آقا نادر کارمند بانک ملی بود (با توجه به صحنه ای از فیلم) و آقای "علی اصغر شهبازی" که انصافا بازی زیبایی را از خود به نمایش گذاشت، بازنشسته بانک ملی بود ولی سرمایه گذار فیلم "بانک پاسارگاد" بود. (قابل توجه روابط عمومی بانک ملی)

دوم - این آقای کارمند بانک (با توجه به شغلی که داشت) هر روز یا توی دادگاه بود و داخل خانه اش . بعداز ظهر هم سر ساعت 4 به خانه اش می رسید به طور کلی وقت آزاد زیاد داشت که از یک کارمند بانک بعید که هیچ غیرممکنه!



جمعه ۱٢ اسفند ۱۳٩٠

آنقدر نرفتیم جبهه تا جبهه خودش آمد

کلمات کلیدی :

محمدکاظم روحانی نژاد"محمدکاظم روحانی نژاد" خبرنگار صدا و سیما در وبلاگ خود "قلم خاطرات" می نویسد:
 
"عزیزی از من پرسید شما کدام جبهه را در انتخابات می پسندید؟ گفتم تا اواسط دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی  گروه های سیاسی دو گونه یا ضد انقلاب ویا انقلابی بودند. بعدها در میان انقلابی ها چپ و راست پیداشد ، پس از آن راست های افراطی و میانه رو و چپ های تند و لیبرال وارد عرصه شدند دوره دیگری هم تکنوکرات ها و اشرافی گران و مرفهین بی درد به جمع فعالان اضافه شدند سپس اصلاح طلبان عرض اندام کردند که بعدا به اصلاح طلبان معتقد به انقلاب وسکولارهای برانداز منشعب شدند و چند سال پیش هم  اصول گرایان به صحنه آمدند که دو سالی است به چند جبهه تقسیم شده اند  که بخشی نادمان و جمعی حامیان نامیده می شوند وجبهه های  متحد ، ایستاده ، نیم خیز، پایدار ، بی پایه، خط  انحراف ، منحرف دوست ، باصدا و بی صدای ملت را تشکیل دادند ، جالب است از بعد مجلس دوم شورای اسلامی جز کسانی که از دنیا رفته و یا ازایران رفته اند! بقیه دوستان و یاران همیشگی خودمان هستند که  فقط یک سال قبل ازهر انتخاباتی نخست کمی زاویه ، سپس فاصله پیدا می کنند و آنگاه وارد عرصه تخریب و ناسزا و اتهام زنی می شوند . اصطلاحاتی چون " غارتگر  "، "دزد گیر  " ،" کوتوله های سیاسی ، اصحاب فتنه ، منحرفان هزار میلیاردی و آخرین مدل آن هم  " ساکتین فتنه و"کاسبین فتنه" بازاری پر رونق دارد. از همه مهم تر اینکه با همه اختلافات وجه مشترک همگی جبهه ها و گروه ها  نصیحت یکدیگر به رعایت اخلاق و ادب اسلامی وحرمت اهل ایمان است !!انتخابات که به پایان رسید. این شعار همیشگی شکوفه می زند  رقابت تمام شد حالا وقت اتحاد و رفاقت است !!عزیز دوباره  پرسید بالاخره چی شد کدام جبهه ؟ خاطره ای برایش گفتم . زمانی که مزدوران صدام  مقابل مجلس شورای اسلامی البته ساختمان قدیم را با موشک زدند جلسه علنی مجلس تمام شده بود وبنده و دو نفر از همکاران در طبقه دوم محل استقرار خبرنگاران مشغول جمع بندی خبرجلسه بودیم  ، یکی دو تا از شیشه های پنجره  طبقه دوم که رو به خیابان بود فرو ریخت  یکی از نمایندگان درحالی که به شدت ترسیده بود خود را به زیر پله ها رساند وبا صدای لرزانی  گفت: آنقدر نرفتیم جبهه تا جبهه خودش آمد !!"


دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠

سرگذشت یک جنتلمن!

کلمات کلیدی :

مطلب زیر با عنوان "سرگذشت یک جنتلمن" از وبلاگ همکار گرامی "میرمهدی گل آرا" (عمولی) با اندکی تغییر منتشر می شود:

 

من یک جنتلمن بدنیا اومدم

و زندگی خیلی مرفهی داشتم

baby-2008_%28184%29.jpg

کارم فقط خوردن و خوابیدن بود

baby-2008_%28172%29.jpg

گاهی اوقات هم ازرویاهام برای مادر بچه ها تعریف میکردم و اون باعلاقه گوش میداد

bi958631.jpg

ما با بچه هامون زندگی خیلی شیرینی داشتیم

1064-03-2085315827-baby-cups.jpg

تا اینکه یه روز یک دوست یه کلاه خیلی بزرگ گذاشت روسرم

baby-2008_%28183%29.jpg

و من برای اولین بار تو زندگیم زمین خوردم

nini.jpg

واقعا دردناک بود

016.jpg

اولش خیلی تعجب کردم

bi152074.jpg

از فرط تعجب چشام از حدقه دراومده بود

normal_baby-2008_%28187%29.jpg

اونیکه پولامو خورده بود هرروز فربه تر میشد

84295_131.jpg

و همین موضوع ناراحتیمو چند برابر میکرد

017.jpg

همه رویاهام برباد رفته بود

normal_baby-2008_%28175%29.jpg

و تصمیم گرفتم به زندگی خودم خاتمه بدم

normal_baby-2008_%28189%29.jpg

اما مادر بچه ها خیلی دلداریم میداد

23.jpg

وروزهای شیرینی رو که باهم داشتیم بخاطرم میاورد

normal_baye045persianv.jpg

از بچه هام میگفت که منتظر بودن براشون غذا تهیه کنم

normal_baby-2008_%28177%29.jpg

میگفت بچه های همسایه ها بهشون دهن کجی میکنن

normal_baby-2008_%28179%29.jpg

و بچه هام نمیتونن تحمل کنن

normal_baby-2008_%28180%29.jpg

و گفت اگر وضع همینجوری ادامه پیدا کنه حتما ترکم میکنه

baby-2008_%28116%29.jpg

این حرفش شوک بزرگی در من بوجود آورد و احساس کردم که تاالان تو خواب غفلت بودم

normal_baby-2008_%28188%29.jpg

از خواب غفلت بیدار شدم ولی هنوز گیج ومنگ بودم

010.jpg

اما من تصمیم خودمو گرفته بودم و یک حس قوی ازدرون بهم ندامیداد که تو میتونی زندگیتو دوباره بسازی

018.jpg

اونروزنشستم و تمام روز توی اینترنت دنبال کار گشتم

1267883879.jpg

هیچ کاری گیرم نیومد ولی ناامید نشدم چون بیاد میاوردم که یک نفر منتظرم نشسته تاببینه چیکار میکنم

14_9.jpg

از فرداش با جدیت رفتم دنبال کار و هرکاری بهم پیشنهاد میشد قبول میکردم چون امید داشتمٰ از باغبونی گرفته

normal_baby-2008_%28166%29.jpg

تانقاشی ساختمان

normal_baby-2008_%28174%29.jpg

و یا کارهای هنری درخیابون

normal_baye061persianv.jpg

وهمینطور کارهای نمایشی خطرناک و بدلکاری سینما

13.jpg

و هروقت خسته میشدم تجسم لبخند بچه هام بهم انرژی میداد

normal_baby-2008_%28182%29.jpg

و مازاد درآمدم رو توی بانک ملی پس انداز میکردم چون میخواستم دیگران هم از پولم استفاده بکنن

تا اینکه در یک روز دل انگیز تابستانی بهم خبردادن که برنده یک جایزه خیلی بزرگ شدم

fccd6d8a70294e1.jpg

جایزه بقدری باارزش بود که همه موهای تنم سیخ سیخ شد

normal_baby-2008_%28178%29.jpg

وقتی همسایه ها این خبررو شنیدن همه اینجوری نگام میکردن

011.jpg

ووقتی دیدن من باپول جایزم یه کسب و کار خیلی پررونق راه انداختم اینجوری نگام میکردن

normal_baby-2008_%28169%29.jpg

اما من اینجوری جوابشونو میدادم

012.jpg

خیلی زود زندگیم دگرگون شد و روزهای خوش گذشته دوباره تکرار شدن

normal_baye043persianv.jpg

و من دوباره مثل یک جنتلمن زندگیمو از سر گرفتم

و اینست پاداش نیکوکاران و کسانیکه هرگزدر زندگی ناامید نمیشوند.

 



جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠

.....

کلمات کلیدی :



پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠

روزی روزگاری ریال

کلمات کلیدی :

مطلب زیر بر گرفته از سایت آقای حسین زاده (عضو هیات مدیره بانک ملی) و به قلم دکتر حمیدرضا صدر (مشاور بانک ملی ایران) می باشد.

یک
اسکناس یکصد هزار ریالی را تیرماه ۱۳۸۹ لمس کردیم. دهمین برگ اسکناسی که به مجموعه اسکناس‌های رایج کشور اضافه شد. اسکناسی با رنگ سبز زیتونی و کاغذ پنبه‌ای. با ابعاد ۷۹ در ۱۶۶ میلیمتری. اسکناسی که برای نخستین بار در ایران دو رشته نخ امنیتی در آن به کار رفته بود. اسکناسی که برابر آب، مواد شوینده، پارگی، تای مضاعف و کشش از مقاومت برخوردار بود. اسکناسی که درصورت استفاده مناسب هفت هشت سالی عمر می‌کند. پشت این اسکناس، کنار تصویری از آرامگاه سعدی شعری به خط نستعلیق نوشته شده "بنی‌آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند". واژه ها را تکرار کردیم : آدم. آدم... گوهر. گوهر...

دو
روزگاری که در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران درس می خواندیم دکتر منوچهر زندی حقیقی گاهی با اشتیاق توضیح می‌داد کلمه "پول" در سفرنامه ناصر خسرو - گزارشی از یک سفر هفت ‌ساله از ۴۳۷ تا ۴۴۴ قمری - با مفهوم امروزی‌اش هم مورد استفاده قرار گرفته. می‌گفت هرودوت نوشته مردم لیدیا - منطقه ای باستانی در غرب آناتولی یعنی ازمیر و مانیسا امروزی در ترکیه - اولین کسانی بودند که به استفاده از سکه نقره روی آوردند. می‌گفت کورش که سارد پایتخت لیدی را تصرف کرد، سکه های ضرب شده‌ای را به ایران آورد. می گفت در ایران ضرب سکه در عصر داریوش، حوالی سال سال 519 پیش از میلاد، یعنی کمی پس از آغاز برپا کردن تخت جمشید آغاز شد. این که به آن "زریک" می گفتند. "زر" به معنی "طلا" و "ایک" پسوند نسبت به "زرین". می‌گفت و تکرار می کرد " تاریخ اقتصادی تان را حفظ کنید. میراث با مشقت کسب شده را ".

سه
تاریخ ضربه سکه ها را ورق زدیم. خواندیم و خواندیم "دینار" به معنی سکه طلا نخستین بار در دوران جمهوری رم عرضه شد. ترکیبی برگرفته از" دَریک" دوران هخامنشی و برگرفته لغت دینار از "دناریوس" یونانی مشتق شد. واژه "دینار" بیش از دویست بار در شاهنامه فردوسی آمده. در عصر اشکانی سکه‌هایی تحت عنوان "آئووی" که از طلا بود ضرب شدند. روی برخی سکه ها نقش پادشاهی که که بر تخت تکیه داده و کمانی در دست دارد و زه آن را کشیده نقش بست و روی برخی سکه ها ترکیب رب النوع های یونانی مثل "پالاس" و "آپولو". در عصر ساسانی پول رایج "درهم" بود. درهم به "دانگ" و "نیم دانگ" تقسیم می شد. کلمه‌ای که در اشاره به تقسیم ملک هم بکار می رود.
به خالد بن ولید لقب "سیف‌الله" داده بودند. یعنی "شمشیر خداوند". از اصحاب پیامبر و بزرگان قریش بود . یکی از فرماندهای نظامی تاریخ که شکست نخورد. با فتوحاتی در شبه‌ جزیره عربستان، بین النهرین و سوریه. او سال 15 هجرت سکه‌هایی معادل دینارهای رومی ضرب کرد که یک سویش نام خودش به چشم می خوردند. معاویه هم سکه‌هایی مشابه دینار ایرانی ضرب کرد و عمر هم دستور ضرب کردن سکه داد.
در 18 هجری سکه ای به نام "کسری" در تقلید از انوشیروان که "کسری" ضرب شد و رویش به زبان پهلوی حک شد "نوش خوور". در یک سوی سکه دیگری نوشته شد"الحمد الله محمد ال رسول الله" و طرف دیگرش "لا الله الا الله". قدیمی ترین سکه عهد خلفای راشدین متعلق به سال 28 هجرت بود. سکه ای که در قصبه هفتک در طبرستان مازندران زده شده و رویش به کوفی نوشتند "بسم الله ربی". سال 61 هجری در یزد سکه ای زدند که رویش به خط پهلوی نوشته شده بود "عبدالله بن زبیر امیرالمومنین".

چهار
"گی خائو" سلطان مغول در 694 هجری قمری به تقلید از چینی ها پول کاغذی چاپ کرد که آن را "چاو" خواندند. مراکزی به نام "چاوخانه" در ایران برای چاپ پول های کاغذی نقاشی شده مربع مستطیل برپا شدند. ولخرجی های گی خائو با برباد دادن دینارها و درهم ها به اعتصاب مردم تبریز انجامید. به بسته شدن سه روزه بازار. مردم شیراز پول ‌های کاغذی او را نپذیرفتند. آن‌ها را اوراق بی ارزشی خواندند.
بعدها نامی برای آن پول های کاغذی برگزیده شد که تکرار می شدند. اسکناس. اسکناس. اسکناس. ریشهٔ لغت "آسیای فرانسوی بود که در زبان روسی به صورت "آسیگناتسیا" و در زبان فارسی، با تغییر لفظی در دوره فتحعلی شاه به صورت اسکناس درمی‌آمد.

پنج
"تومان" ‌واژه‌ای مغولی بود به معنای ده هزار. در بخش‌بندی‌های لشکری ده هزار سرباز را تومان خوانده و فرمانده آن را امیرتومان نامیدند. تومان برحسب ارزش پول هر منطقه انواع مختلفی داشت: تومان خراسانی، تومان تبریزی، تومان عراقی... در "جهانگشای نادری" در اشاره به تومان سال‌های پایانی پادشاهی نادرشاه و گرفتن مالیات‌های فراوان که منجر به کشتار مردم و فلاکت ایران شد آمد "... آن جماعت که در ولایات دستی بلکه ناخنی نداشتند که قفای سر توانند خارید از پا بر فلک کشیده از ناخن به در می‌کردند تا آن بی‌گناهان بی‌دست و پا گشته هر کدام ده الف و بیست الف که هر الفی پنج هزار تومان بوده باشد، از دست چوب با قلم های شکسته به پای خود می‌نوشتند".


شش
سال 1308 هجری واحد پول ایران تغییر کرد و تومان جایش را به "ریال" داد. ریال با ورود اسپانیایی ها پا به ایران گذاشت. با ورود الفونسو د البوکرک به جزایر جنوبی ایران و تا زمان شاه عباس رواج داشت. واژه ای که اشاره به " Real " برگرفته از کلمه اسپانیایی و پرتقالی "Real" یا " Royal " به معنی "سلطنتی / شاهی" است که نام سکهٔ نقره رایج در آن دو کشور و در سرزمین های وابسته هم بود. به لوگوی باشگاه رئال مادرید که نگاه کنید تاج پادشاهی را بالایش می بینید.

هفت
در زمان عبدالملک بن مروان پنجمین خلیفه از خلفای اموی در دمشق، سکه‌های ایرانی و رومی از بلاد اسلامی جمع شدند. او برای نخستین بار واحد پول برای جهان اسلام در نظر گرفت، و سکه‌های درهم و دینار را به نام خود ضرب کرد. می گویند او بود که از امام محمد باقر ع برای برقراری واحد پول جدید کمک طلبید. وزن دینار یک مثقال طلا بود و ارزشش ده درهم. واحدهای کوچک تری هم مثل "قیرات"، "دنانی" و "دمشقی" طی دوران خلفای عباسی باب شدند. جعفر برمکی سکه‌ای ضرب کرد معروف به "جعفری". سکه‌ها معمولا در عراق، اصفهان و نیشابور ضرب ‌شدند. سکه یک شهر در شهر دیگر ارزش اولیه‌اش را نداشت. قطر سکه‌ها تفاوت داشتند و شکلشان طی زمان با ساییده شدن تغییر پیدا می کرد. ارزش سکه ها کم و زیاد می شدند.

هشت
ژان شاردن سیاح فرانسوی پس از سفر به ایران و نوشتن خاطراتش "ایران شناس فیلسوف" خوانده شد. ایران شناس فیلسوف جواهر شناس و جواهر فروش هم بود. او از شاه عباس دوم لقبی دیگر گرفت: "تاجر شاه". تاجر شاه نوشت در عصر صفویه سکه‌ها با دست ضرب می شدند. با مشقت فراوان. در دورانی که کارشناسانی به نام "هیر" راهی بلاد دور و نزدیک می شدند تا عیار سکه ها را تعیین کنند و جلوی تقلب را بگیرند. سکه‌های زمان شاه عباس را "عباسی" خواندند. چیزی برابر دویست دینار بود. در این عصر سکه طلا ردوبدل نمی شد مگر آن که شاه بر تختش جلوس می‌کرد و "اشرافی" یا "اشرفی" به رعایا و اطرافیانش می بخشید. نام اشرفی بیشتر در حکایات و قصه ها آمد و تکرار شد.

نه
در این امر که ناصرالدین شاه انگاره برپایی ضرابخانه را مطرح کرد یا امیر کبیر اتفاق نظر وجود ندارد. ولی امیرنظام گروسی بود که سال 1283 هجری قمری به عنوان سفیر ایران در پاریس یک دستگاه ماشین آلات ضرب سکه خرید و به ایران فرستاد. ماشینی که به دلیل دشواری های نقل آن سال ها در انبار کالای بندر انزلی باقی ماند. ماند و سرانجام در سال ۱۲۹۴ قمری به دستیاری مستشاری اتریشی به نام پشان، کارش را آغاز کرد. محله ضرابخانه در در تقاطع خیابان شریعتی، بزرگراه همت - زین الدین و ابتدای خیابان پاسداران است. هنوز آثاری از بنای ضرابخانه قجری و پهلوی باقی مانده. محل نشر سکه و اسکناس و موسسه عالی بانکداری، موزه و مسجد ضرابخانه، یادگار همان دوران است. رئیس ضرابخانه امین السلطان بود و به همین دلیل سکه های جدید نقره به "قران امین السطان" معروف شدند.
ترکیب "قران" از زمان فتحعلیشاه مورد استفاده قرار گرفته بود، در عین حال می گفتند "قران" کوتاه شده" صاحب‌قران " هم هست و به سلطان صاحبقران در اشاره به ناصرالدین شاه اشاره می کند. قِران واحد پول ایران بین سال‌های ۱۲۰۱ خورشیدی تا ۱۳۱۱ خورشیدی، بود. هر قران معادل ۲۰ شاهی و یا ۱۰۰۰ دینار می‌باشد. هر ۱۰ قران معادل یک تومان شد بود. بانک شاهنشاهی سال 1307 تاسیس شد و ضرب سکه را بر عهده گرفت. سال 1313 که مظفرالدین شاه به سلطنت رسید این اداره جزو وزارت داخله بود و زیر نظر وزیر خزانه به نام مرتضی قلی خان صنیع الدوله. او سه بلژیکی را به ایران آورد که یکی از آنها به نام "انگس" مامور تنظیم ضرابخانه شد.

ده
تا قبل از انتشار اسکناس در ایران، سکه، بیجک، و نیز اسکناس‌های خارجی به ویژه "منات" روسی رواج داشت. چاپ اسکناس سال ۱۳۱۱ توسط بانک ملی ایران شروع شد. اولین اسکناس‌های چاپ شده اسکناس‌های ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۵۰۰ ریالی بودند. سال ۱۳۱۴ اسکناس ۱۰۰۰ ریالی منتشر شد. به دنبال آن در سال 1330 اسکناس ۲۰۰ ریالی انتشار یافت. اسکناس‌های ۵۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ ریالی در سال ۱331 چاپ شدند. اسکناس ۵ ریالی و ۱۰ ریالی پس از ۱۳۴۰ چاپ نشدند. در سال ۱۳۵۷ پس از انقلاب اسلامی، اسکناس‌هایی که صورت شاه با طرحی محو شده بودند دست بدست گشتند. نخستین چاپ پول حقیقی جمهوری اسلامی در اسکناس‌های ۱۰۰، ۲۰۰، ۵۰۰، ۱۰۰۰، ۵۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ ریالی بود. سال 1365 اسکناس ۲۰۰۰ ریالی هم چاپ شد. رهبر انقلاب در زمان حیات اجازه‌ای مبنی بر چاپ اسکناس‌ها با طرح خود ندادند. اما بعدها اسکناس‌های ۱۰۰۰ ریالی به طرحی از بیانگذار جمهوری اسلامی ایران تغییر یافت. همین طور اسکناس‌های 2000، ۵۰۰۰ ،۱۰۰۰۰ ۲۰۰۰۰٫ و ۵۰۰۰۰ ریالی.

یازده
"ایران‌چک" هم چک است و هم نوعی اسکناس. در ابتدا هر بانک ایرانی مجوز چاپ ایران‌چک تا سقف مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال را داشت؛ اما بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران امتیاز چاپ آن ‌را در دست گرفت. ایران‌چک‌ها با مبالغ‌ ۵۰۰۰۰۰ ریال و ۱۰۰۰۰۰۰ چاپ شدند. چک هایی که تدریجا بیش از اسکناس یکصد هزار ریالی دست بدست گشتند. زمانی که سکه پول مرد. ریال هم مرد و تومان هم در حال جان دادن است. زمانی که خیلی ها از سکه طلا حرف می زنند. طلا. طلا. طلا. زمانی که نام دلار در زبان ها می چرخد. دلار. دلار. دلار...همان پولی را که آمریکایی ها پس از کسب استقلال سال 1776 با توسل به سکه نقره‌ای اسپانیا با نام "دلار" که در مکزیک رایج بود جایگزین واحد پولی لیره انگلیس کردند. همان پولی که حرف " S " با خط عمودی به صورت " $ " الهام گرفته از اسپانیایی‌ها و واژه "Peso" که پولشان را با " P " مشخص می‌کردند مبنای اکثر مبادلات بین المللی شد. همان پولی که اطرافمان می چرخد و ما را به مبارزه می طلبد. همان پولی که می خواهد نهیب بزند فقیرتر شده‌اید و تهیدست‌تر... اکنون در برزخ نبردهای اقتصادی و مالی بسر می بریم. در نبرد دلار با تومان. در گذرگاه تنگ شده باریک‌ تراز پول و طلا. جمله دکتر زندی حقیقی که خدایش بیامرزد در گوش شاگردانش زنگ می زند "تاریخ اقتصادی تان را حفظ کنید. میراث با مشقت کسب شده را".

 



چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠

تبدیل نرخ سود سپرده های قدیمی به نرخ سود جدید در بانک ملی

کلمات کلیدی :

بانک ملی ایران طی اطلاعیه ای اعلام کرد: سود علی الحساب سپرده های سرمایه گذاری بانک ملی ایران که پیش از تاریخ 8 بهمن ماه سال جاری افتتاح شده اند، به طور سیستمی اصلاح و مشمول نرخ سودهای جدید می شود.

بر این اساس ، ضرورتی به مراجعه مشتریان به شعب جهت اعمال نرخ سود های علی الحساب جدید وجود ندارد.



دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠

هشدار! ورود یک مهمان ناخوانده به کشور

کلمات کلیدی :

عضو کارگروه تعیین محتوای مجرمانه اینترنتی:

اینترنت یک مهمان ناخوانده است که وارد کشور ما شده و به دلیل

هجوم مشکلات همراه با این مهمان ناخوانده، نظارت‌های جدی در

این رابطه باید اعمال شود.