یک مدیر خوب کیست؟

"روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد.
جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می کنی؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»
مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، ما به کارمندان خود حقوق می دهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»
جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟»
کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.»

شرح :

برخی از مدیران حتی کارکنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمی شناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا می کنند.
ارتباطمان را با زیر مجموعه بیشتر کنیم و قبل از تصمیم گیری شناخت کافی پیدا کنیم."

مطلب فوق با عنوان "مدیران چه تعداد از کارمندان خود را می شناسند؟" در "دیدگاه نو" سایت شخصی آقای حسین زاده عضو هیئت مدیره بانک ملی منتشر شده بود.

و اما به نظر من : "رفتار مدیریت با کارمندان تاثیر بسزایی در ایجاد انگیزه برای آنها به همراه خواهد داشت بخشی از نیازهای پرسنل یک سازمان جدا از مسائل مادی به صورت روانی و معنوی بروز پیدا می کند کارمند یک سازمان وقتی بداند که مدیریت برای نظرات او ارزش قائل است و حتی او را می شناسد و به اسم صدا می زند انگیزه بیشتری برای کار پیدا می کند البته این مورد نیز به قول اقتصاددانان که برای درآمد حد مطلوبیت نهایی قائلند دارای این حد مطلوبیت است به عبارتی دیگر دارای یک منحنی بی تفاوتی خواهد بود و این دیگر هنر مدیریت است که اجازه ندهد که کارمندش به چنین وضعیتی دچار شود و با اعمال سیاستهای تشویقی او را همچنان فعال نگهدارد که این می تواند از طریق گرفتن نظرات بیشتر از او و همچنین تاثیر دادن آنها در پرونده و دادن پستهای مختلف به وی بر اساس شایستگیهایش می باشد تا کارمند بداند همیشه در معرض دید مدیریت قرار دارد."

یادمه در نشست وبلاگ نویسان بانک ملی آقای حسین زاده تقریبا اکثریت همکاران را به نام می شناختند. این نکته واقعا ملموس و از جانب ایشان قابل تقدیر بود. مطمئنا روشهای مدیریتی دیگری نیز از جانب ایشان اعمال خواهد شد که این انگیزه ای که در بین همکاران به خاطر این موضوع ایجاد شده بود به نقطه بی تفاوتی نرسد و این یعنی یک مثال زنده از مدیر خوب و مدیریت عالی.

/ 4 نظر / 11 بازدید
یواشکی

رمز موفقیتم رو چند سال پیش عوض کردم... الان هرکاری میکنم یادم نمیاد! زندگیم قفل کرده...کسی رو سراغ نداری رمز گشایی کنه؟!

اسمعیلی زاد

آخرش من آرزو به دل از این بانک بازنشسته میشم و یه مدیر واقعی رو تو شعبه مون نمی بینم[چشمک] راستی آهنگ زمینه ای رو که انتخاب کردید خیلی قشنگه

اسمعیلی زاد

آقای روحانی یادم رفت ازتون خواهش کنم وبلاگ بانکی من رو لینک کنید ( همونی که ادرسش رو نوشتم ) ممنونم

حسین کمیلی

سلام. شاید به نظر برخی مدیران اینگونه موارد خیلی پیش‌پا افتاده بیاد ولی در واقع همین موارد ساده و تاثیر گذار است که در روحیه کاری کارکنان اثر بسزایی را داراست. آقای حسین زاده واقعا مدیری کارامد و استادی بامهارت میباشد. خوشا بحالتان. موفق باشید.