انتقاد کارمند سابق و رئیس فعلی از شعار بانک ملی!!!

مثل اینکه این حاشیه های شعار جدید بانک ملی پایانی ندارد. این بار عضو سابق هیئت مدیره بانک ملی و رئیس فعلی بانک مرکزی به انتقاد از این شعار پرداخته که: "ای بابا! مگه شعار قبلی چه ایرادی داشت که شعار جدید برای بانک انتخاب کردید؟"
هر چند که بارها از طرف روابط عمومی بانک اعلام شده که شعار بانک ملی تغییر نکرده است ولی آقای دکتر بهمنی مصر است که به به انتقاد از این شعار بپردازد. وی که در گفتگو با خبرگزاری فارس این انتقاد خود را مطرح کرده است می گوید: " شعاری که پیشتر متعلق به این بانک بود، اعتماد مردم را زیاد می‌کند و می‌توان گفت، جزء لاینفک این بانک محسوب می‌شود."
عضو سابق هیئت مدیره بانک ملی گریزی نیز به تاریخچه تاسیس این بانک در سال ۱۳۰۷ می زند و می افزاید: "در سال ۱۳۰۷ به دلیل عرقی که مردم به بانک ملی داشتند، تصمیم گرفتند سرمایه این بانک را تامین کنند که بعد از این تصمیم سرمایه بانک توسط مردم ، بازرگانان، تجار و در نهایت حتی فروش طلای زنان تامین شد. . "
رئیس بانک مرکزی در ادامه یادآور می شود که: "شعاری که پیش از این متعلق به بانک ملی بود ، اعتماد مردم را به این بانک زیاد می‌کند و می‌توان گفت، جزء لاینفک این بانک محسوب می‌شود زیرا در طول زمانی متجاوز از ۸۰ سال، شعار اصلی بانک اعتماد به آن بوده و بر تارک این بانک، درخشیده و لازمه کار است."
به گفته وی، البته این شعار همواره ماندگار است و هیچگاه از بانک ملی فاصله نخواهد گرفت و در نهایت به عقیده من تغییر شعار یک بانک ۸۰ ساله کار چندان درستی نیست و اشتباه است.
آقای دکتر بهمنی در صحبتهای خود با اشاره به این موضوع که : " این بانک تنها بانکی است که به نام ملی نامگذاری شده و صاحبان حساب آن نیز به ندرت، چکهای برگشتی داشتند و مردم افتخار می کردند که نزد بانک ملی حساب داشته باشند" در حقیقت خود بر این نکته تاکید دارد که : "این بانک، ملی است.".

/ 1 نظر / 20 بازدید
نسیم

میشه درد و دلای منو که دختر یکی از همکااتون هستم بذارین تو وبلاگتون؟ دستتون درد نکنه مامان من کارگر خوابگاه اموزش گودرزه تو جمهوری اصلا من نمیگم سایقه کارش حساب نشده و امیدی به بازنشستگی نداره اصلا نمیگم پنجاه و پنج سالشه و خیلی پیرتر و شکسته نشون میده اصلا نمیخام بگم گناه داره این همه سال کار کرده با سختی و وسواس هم کار کرده ولی مزایایی نداشته نمیخام بگم بسشه چقدر کار کنه نه اصلا من هیچکدوم از اینا رو نمیخوام بگم؛ یه وقت شنیدن حرفای تکراری مسءولا رو اذیت نکنه. ولی من امروز گریه کردم. چون مامان بیچاره م مجبوره یه ماه اضافه کار کنه، چون همکارش نیست رفته مکه.. مردم میرن مکه ثواب کنند ما این وسط کباب میشیم، باید به جای همکارش هم کار کنه. امروز خیلی پیرتر به نظر میرسید، ترسیدم یه وقت نکنه همین روزا از دستش بدم. زیر لب غر میزد کمرش خم بود... از دنیا بیخبر بود مامان بیچاره ی من! مامان من خیلی بیچاره ست، پیش خودش فکر میکنه "من برای همکارا زحمت میکشم" . همیشه به این افتخار میکنه که عضوی از بانک ملی بزرگه، بانک ملی قدر قدرت! خیلی تمیز و قشنگ کمرش شکست و صداشو کسی نشنید؛ چون مامان بیچاره ی من فکر م